گاه نوشته های یک مسافر

این جا, یک مسافر که دوست دارد موهایش را آبی کند و بلند بلند اواز بخواند مینویسد...نوشته هایی که برخواسته از عقل, منطق, هورمون, عرفان, احساس و چند چیز خانه خراب‌کُن دیگر است!!!

آخرین مطالب

۱۰ مطلب با موضوع «نامه هایی خاص برای یک مخاطب خاص» ثبت شده است

و من و تو میدانم که هرگز به ان لحظه ی غم‌انگیز نخواهیم رسید٫ 

که قهر ٫به عنوان یک راه‌حل٫ پا به کوچه ی خلوت زندگیمان بگذارد

و با عربده‌ی سکوت٫ گوش روحمان را بیازارد...

 

نادر ابراهیمی

چهل نامه ی کوتاه به همسرم

نامه‌ی دهم

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۰۰ ، ۲۰:۱۵
مسافر

#نامه ای به همسرم

سلام عزیزم.

خوبی؟

دلم برات تنگ شده. دلم برای بودنت، اونم همون مدلی که باید باشی، تنگ شده. در واقع دلم برای چیزی تنگ شده که تا حالا حتی یکبار هم نداشته ام. یعنی تو. اومدم باهات حرف بزنم.

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۹۹ ، ۱۰:۴۰
مسافر

#نامه ای به امام عصر

 

سلام .

میخواستم ابتدای نامه بنویسم سلام اقای خوبی ها

ولی ترجیح دادم نامه ام بوی تقلید و بوی یکی بودن با بیقه ندهد.

عرض های زیادی هست.

مهم ترینش این هست که:

۱- دیگر ناامید شده ایم از تمام مکتب ها و حکومت ها … برگرد.

۲- تا بیشتر از این بازیچه ی دولت ها حکومت ها و حتی دل خودمان نشده ایم …. برگرد.

۳- وجودت دیگر یک “دوست داشتنی دست نیافتنی” نیست. شده است “نیاز حیاتی و ضروری” … برگرد.

۴- خسته ایم از این اختیار ها. ما را به جبر هم که شده سر به راه کن… برگرد.

۵- شده ایم نسلی که دیگر به همه چیز شک داریم. جلوی چشممان هواپیما را با موشک خودی زدند و هنوز که هنوز هست به شخصه نمیدانم مقصر کیست…. برگرد.

۶- خسته ایم از زندگی در گرگ و میش… برگرد.

۷- خسته ام از صبر…. برگرد.

۸- بیا و تکلیف را روشن کن. بیا دل ما را کن فیکون کن. بیا امر کن. بیا بگو تو امروز این کار را انجام بده فلانی ان کار را… برگرد.

۹- خسته ام از تمام فکر کردن ها. از تمام هدف ها و فلسفه بافی ها…. برگرد.

۱۰- چقدر در نماز های یومیه بگوییم الهی و ربی وستعملنی لما خلقتنی له. خدایا من را به ان کاری که من را به خاطرش افریدی مشغول کن…. برگرد.

۱۱- خسته ایم از بس هر کاری انجام دادیم شک کردیم که ایا مقصود این هست؟ نیست؟ … برگرد.

  ۱۲-خسته شده ام از تمام ندانستن ها. بلد نبودن ها. چرخیدن  ها حول یک نقطه ها … از تمام اعتماد ها برباد رفته. از تمام باورهای فروریخته…برگرد

 

ختم کلام:

من از دنیا از ادمها از خودم میترسم … و به تو نیازمندم و نمیدانم چه کنم که هم کاری کرده باشم و هم بازیچه ی دست تفکراتی که از عمد در این روزها به خوردمان میدهند نشده باشم….  شما اما عصر هستی… بیا و برگرد

نه برای دل ما و احساس ما. برای جهان. برای حکومت. برای جنگیدن با هرانچه جزء بدی ست برگرد. 

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۹ ، ۰۶:۵۶
مسافر