گاه نوشته های یک مسافر

این جا, یک مسافر که دوست دارد موهایش را آبی کند و بلند بلند اواز بخواند مینویسد...نوشته هایی که برخواسته از عقل, منطق, هورمون, عرفان, احساس و چند چیز خانه خراب‌کُن دیگر است!!!

آخرین مطالب

۲۶ مطلب با موضوع «کوفتی نوشت» ثبت شده است

من؟

کلافه ام. شنبه ها تقریبا بدترین روز هست. 

یکی از درسای پایه رو گذاشتم برای ترم اخر و الان کلافه ام کرده. سر کلاس مجازیش  استادش اصلا ادمی نیست که ادم رو راحت بزاره. مدام سوال میپرسه و من هم نمره میخوام خوب. تقریبا میتونم بگم تمام جواب دادن هام به این خاطر هست که میخوام حداقل وقت نمره دادن یه ارفاقی چیز شامل حالم بشه. 

تنها کسی هستم که جواب میدم سر کلاس. 

دلم برای خودم و تمام بچه ها و استاد سوخت. اول ترم که خبری از کرونا نبود کلاس حضوری این درس کیپ تا کیپ تشکیل میشد. ۲۰ و خورده ای دانشجو بودیم. 

الان؟ پنج نفر به زور انلاین میشن. 

اعتراف میکنم خود من تمام فعالیت هام به خاطر نمره هست. نیمخوام گند بخوره به معدلم. 

همه ی اینها در حالی هست که برای ارشد میخونم. احتمالا دوباره تعویق نخوره. نمیدونم. شاید هم بخوره. ولی دانشجوی سال اخر باید دغدغه ی ارشد داشته باشه نه درگیر یه همچین درس مضخرفی باشه.

با سوال پرسیدن هاشون با یهو حضور غیاب کردن هاش بایهو مخاطب قرار دادن هاشون نیمزارن ادم به کار دیگه اش برسه. و گرنه من که از خدام بود وقتی این داشت درس میداد من هم راحت تست هام رو میزدم. 

واقعا معلوم نیست سر درس و مشقمون قرار هست این ترم اخری چه بلایی بیاد.

هیچ چیز قابل پیش بینی نیست. 

این روزا تو شرایطی هستیم که با ریسک میشه برای یه هفته برنامه ریخت. بیشتر که اصلا شدنی نیست. تصمیم گرفتم اسون بگیرم اسون بگذره. 

روزی هزار بار ادم باید به خودش یااوری کنه: فکر نکن فقط اون کاری که فکر میکنی درست هست رو انجام بده. 

یعنی سال دیگه این روزا حالم چطوره؟ کجام؟ دانشجوی ارشدم؟ یا پشت کنکور؟

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ ارديبهشت ۹۹ ، ۱۷:۲۹
مسافر

عصبانی ام. 

با هر نرم افزاری که میام کار کنم یه ذره یکی از کارهام جلو بره به گیر و گور میخورم.

احساس میکنم نفرین شدن این روزا.

میرم سمت از سیستم ابونتو مشکل داره.

میرم سمت ویندوز۱۰ مجازی ساز مشکل پیدا کرده.

چیز ساده ای که توی یکی دوساعت اکی میشه داره از من روزها وقت میگیره.

میرم سمت پایان نامم یه ریدر خوب برای فایل های اکسل رو سیستم من نیست. میرم دان کنم. همش پولی شده. 

ذهنم خسته شده از بس توی هر چیزی به در بسته خوردم. 

فکر کنم نفرین های مامانم هست میگه بیا کار خونه انجام بده من نمیرم :))))

++ کلا عصبانی هستم از دوتا از استادام متفرم هستم. هر از یه مدت این تنفرم خودشو نشون میده.

گرچه وقتی سر و کارم باهاشون تموم بشه دیگه بهشون فکر نمیکنم. مثل یه فرایند که برای همیشه terminate شدن.

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۹ ، ۱۳:۲۴
مسافر