گاه نوشته های یک مسافر

این جا, یک مسافر که دوست دارد موهایش را آبی کند و بلند بلند اواز بخواند مینویسد...نوشته هایی که برخواسته از عقل, منطق, هورمون, عرفان, احساس و چند چیز خانه خراب‌کُن دیگر است!!!

بایگانی
آخرین مطالب

۳۴ مطلب با موضوع «daily» ثبت شده است

تمام شد. مراحل تسویه حساب و فارغ‌التحصیلی دیروز تمام شد و من فارغ‌التحصیل شدم. یک لیسانس به تعداد لیسانس‌های این مملکت اضاف شد. وقتی به دوران کارشناسی فکر میکنم مجموعه ای از فیلم های کوتاه ِپنج الی ده ثانیه‌ای از جلوی چشمانم عبور میکند. جنگیدن‌ها بر سر تاریخ میانترم و ارائه‌ها. پروژه‌هایی که بلد نبودم. پروژه‌هایی که بلد بودم. ارائه‌هایم که خون به دل بعضی ها میکرد. امارگرفتن از سال بالایی ها. فلان استاد چطور هست؟ دست به نمره‌اش چطور هست؟ حضور غیاب چطور؟ جزوه‌اش را میفرستی؟ دکتر فلانی بهتر نیست؟ پیگیری‌های اول ترم برای برداشتن دروس اختیاری و عمومی بیشتر. برای اینکه معدل کُل را تا اسمان هفتم هم که شده بالا بکشم. پیاده روی های خانه تا چهارراه پارکینگ. فیلم گرفتن ها و اهنگ و سخنرانی و کلمات زبان گوش کردن‌های توی سرویس دانشگاه. سلفی که غذایش را نهایتا سه بار خوردم. پیمودن هزار باره ی لاین اساتید. یک ساعت یک ساعت رفع اشکال کردن ها. معذب شدن‌ها. ازمایشگاه فیزیک دو و خندیدن های اهسته و یواشکی من و دوستم از فرط بلد نبودن و پرت بودن از ماجرا. شب پایانترم ازمایشگاه ریز پردازنده. احساس من بعد از میانترم ریاضی مهندسی. به قول یکی از بچه ها, حیف ان همه خواندن. عشق توام با خجالت و بلد نبودنم نسبت به استاد مدار منطقی و مدار الکتریکی و ریاضی مهندسی. لعنتی. هنوز هم توی ذهن من جذاب ,جدی, مَرد ... خلاصه کنم مطبوع و مطلوب است! ترم اخر و کرونا و مجازی شدن. توهین ها ,تحقیرها , تیکه‌ها و طعنه هایی  که از جانب هشت نُه نفر از دختر پسرهای ورودی شنیدم. چرا که سوالاتی که برای درس تجارت طرح کرده بودم از نظر انها سخت بود! ساعت‌ها پای لپ تاپ نشستن و داده جمع کردن و تحلیل اماری زدن برای پروژه ی پایانی که قرار شد مقاله بشود. مقاله‌ای که معلوم نیست کی چاپ شود. اسم من نفر چندم باشد. تمام شد. مراحل تسویه حساب و فارغ‌التحصیلی دیروز تمام شد و من فارغ‌التحصیل شدم. یک لیسانس به تعداد لیسانس‌های این مملکت اضاف شد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ مهر ۹۹ ، ۲۰:۱۶
مسافر

سلام. 

بچه ها یه سر بزنین اینجا. یه طرح خیلی خوب و خوشمزه هست :)

خلاصه اش اینه که قرار هست بهمون کتاب الکترونیک رایگان هدیه بدن :) 

ولی فقط به ۲۰۰۰ نفر اول. 

زود باشین تا دیر نشده :)

 

+خودم از طریق بانوچه فهمیدم. دستش درد نکنه :)

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۹ ، ۱۲:۰۹
مسافر

بلاگردون چالش گذاشته. 

کسی من رو دعوت نکرده. از وقتی هویتم رو عوض کردم که راحت تر بنویسم حجم قابل توجهی از ارتباطات مجازیم کم شد. 

میرفتم وبلاگ دوستام کامنت میزاشتم میدیدم عه طرف رسمی جواب داد. تعجب میکردم یکم ناراحت میشدم.بعد یادم میومد من دیگه ...... نیستم. من مسافرم. من یه هویت جدیدم. کل این فرایند تعجب کردنم و ناراحت شدنم و فهمیدنم و ... چند ثانیه بیشتر طول نمیکشید.

بگذریم. 

دلم خواست توی این چالش شرکت کنم.

اینم از قاب دلخواه خانه ی من.

بالکن خونه ای که یک هفته ای هست درش مستقر هستم. توی شهری که دانشجو شدم.

و هفته های اینده هم احتمالا توی همین خونه باشم تا خوابگاهم اکی بشه. و برم خوابگاه. 

غروبای دلربایی داره. 

از بالا که پایین رو نگاه میکنم وجودم غرق یه لذت همراه با حسرت میشه.

دلم میخواست چند تا چیز نبود و به جاش چند تا چیز دیگه بود. 

مثلا کرونا نبود. یه ماشین بود. با یه ادم هم روحیه و پایه. با هم میرفتیم همون جایی که من دوست داشتم.

حرف میزدیم. سکوت میکردیم. خیره میشدیم. نفسسس میکشیدیم. نفسهای عمیق... توی راه رفت و برگشت هم اِبی گوش میدادیم. اهنگ "جاده های نرفته"...

++هر کی خوند این پست رو دعوت هست به این چالش :)

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۲ شهریور ۹۹ ، ۲۰:۲۸
مسافر